پری چهارشنبه هام


+ هیچ...

این خیابان

در خواب من آویشن می کارد

و دختری با اسم بزرگ

                 سالهاست

در من بوی گیلاس می دهد

بزرگ شده ام

از ریحان بپرس

وقتی که با لیوان پر از خون رقصید

     و برادرم خشم اژدها بود

و تو از قاموس حرفهایمان کم نمی شدی

                                    از اتوبوسی

که به کمر خورشید بسته بودیم

و این راه

سه راه بیشتر نداشت:

آمدی و دندانم

از دست خواهرانم افتاد

و هیچ تلفنی

         کد چشمانم را نداشت...

حالا که در خواب من آویشن می کاری

تندتر بو بکش

سالهاست

هیچ بنفشه ای خیابانمان را نمی روید

و این کوچه ها

    از فرعی موهای تو گندم می چینند

می دانم

خدا

هیچ کلاغی را پیامبر خود نمی داند...

 

پی نوشت :

١- وقتی که فیلم های ٢١ گرم و بابل را دیدم قبل از اینکه به فکر زیبایی و استادی کار کارگردان باشم ، بیشتر به فیلمنامه زیبای این دو فیلم اندیشیدم ... گیلرمو آریگا کسی که به استادی و توانمندی تمام کار نگارش هردو فیلمنامه را به عهده داشت، اخیراً به انتظار اولین فیلم ایشان نشستم تا اینکه فیلم دشت سوزان با بازی چارلیز ترون و کیم بسینگر محصول ٢٠٠٨ بدستم رسید و عجب دیدنی داشت این فیلم ... دوستان را به دیدن این فیلم ترغیب می کنم.

٢- میلان کوندرا نویسنده بزرگی ست و حتماً فیلمی که از روی کتاب او ساخته می شود شاهکار است و بس... فیلم بار هستی به کارگردانی فیلیپ کافمن و با بازی دانیل دی لوییس ، ژولیت بینوش و لنا اولین از این فیلمهایی است که اگر بارها هم ببینی سیر نمی شوی ، از داستان زیبایش تا صحنه های پورنو و اروتیک وار شاعرانه فیلم...

 

نویسنده : بهرام کمالی ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸۸
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک